تبلیغات
مجله خبری تحلیلی پارس - ده نفرین گریبان‌گیر مغزهای متفکر

شما عزیزان برای دیدن وبلاگ جدید من می توانید به این آدرس مراجعه نمائید : www.haghighatjoo.ir

ده نفرین گریبان‌گیر مغزهای متفکر

نوشته شده توسط سردبیر جمعه 1390/12/5 نظرات بازدید

مغز متفکر یک سازمان بودن، آن هم مغز متفکر بخش فناوری اطلاعات، می‌تواند برای سازمان سرمایه گران‌بهایی باشد؛ اما نقطه‌های ضعفی هم دارد.


"نیمی از افراد غرق در دنیای فناوری اطلاعات، به اصطلاح «خوره» (Geek) هستند."


من ترجیح می‌‏دهم متفکران و تحلیلگران دنیای فناوری اطلاعات را پادشاهان این حوزه تلقی کنم. مغزهای متفکر اصولا افرادی هستند که خط مشی‌‏ها را مشخص و روشن می‌‏کنند. به جای احساسات، منطق در قلمرو آنان حکمروایی می‌کند. صفات بسیاری است که این دسته افراد را از عموم جامعه جدا می‌کند و حتی برای مثال باعث می‌‏شود که آن‌ها دستیابی به یک سری اطلاعات و حضور در فضای مورد نظرشان را به رفتن به یک مهمانی ترجیح دهند.



من خودم به شخصه در این دسته از افراد جای می‏‌گیرم. به همین دلیل هم برای سال‏‌های زیادی است که توانسته‏‌ام در شغلی که دارم مفید باشم. اما من نیز تجربه‏‌های منفی زیادی در این زمینه داشته‌‏ام. شاید شما مواردی از این نفرین‏‌ها را تجربه کرده باشید.


با من در ادامه مطلب همراه باشید ... .. .


1. اعتیاد به اطلاعات

 این دسته از افراد می‏‌توانند اطلاعات زیادی را به دست بیاورند. آن‌ها صفحات وب را برای دستیابی به هر تکه از اطلاعات جستجو می‌‏کنند؛ از وضعیت آب‌وهوا گرفته تا آخرین اطلاعات مربوط به جدیدترین ابزارک‏‌ها. آن‌ها همواره مشتاق شرکت در بحث‏‌های برخط و همیشه در این زمینه فعال هستند و همواره حریص در زمینه جمع‌آوری آمار و اطلاعات. در زمان خرید، آن‌ها مستقیما به صفحه مشخصات فنی دستگاه می‌‏روند، چه یک دستگاه پیشرفته الکترونیکی بخواهند، چه یک ساعت رومیزی. آن‌ها حتی در بوفه محل کارشان نیز در مورد خوراکی‌‏ها اطلاعات کسب می‏‌کنند.

من کاملا درک می‏‌کنم که چطور این عادت‌ها می‌توانند برای افراد دیگر خانواده آزارنده باشد، اما لطفا ‏ درک کنید این عادت‌ها مربوط به افرادی است که خوره کسب اطلاعات شده‏‌اند.


2. نوسان

 برای بسیاری از مردم تنها یک وجه از موضوع مورد بحث کافی است، اما برای فرد تحلیلگر ما خیر. برای او، همه ابعاد یک موضوع مهم و دارای نکات مثبت و منفی مخصوص به خود است. برای او یک لیوان به طور هم‌زمان هم نیمه پر دارد و هم نیمه خالی. برای افراد مختلف، تحلیلگر ما گاهی فردی بسیار روشن‌‏بین و خوب و گاهی بد و تیره رخ می‌‏نمایاند. شاید در جمع دوستان پذیرفتن فردی که هم می‌‏تواند مثبت ببیند و هم منفی، دشوار باشد.


3. دودلی

 همان طور که این افراد همواره در حال جمع‌‏آوری اطلاعات و قوانین هستند، به همین مقدار هم می‌توانند افراد دودلی باشند. در این میان مدیرانی هم هستند که وقت زیادی برای جمع‌آوری اطلاعات جهت اتخاذ تصمیم نداشته، باید سریع تصمیم بگیرند و شاید از نظر این مدیران، این گونه افراد غیرقابل اطمینان به نظر آیند.


4. سنگدلی

 یک بار در حال توضیح معماری کلاینت/سرور به مارک (Mark)، یکی از اعضای بخش مین‌فریم بودم. به صفحه نمایش اشاره کردم و گفتم: «همین طور که این جا می‏بینی...»؛ اما یک مشکل وجود داشت: مارک به طور کامل نابینا بود. بسیار خجالت‌زده شدم و تمام بدنم یخ زد. اگر مارک قادر به دیدن صورت من بود، از دیدن عرق‌‏هایی که از فرط شرمندگی بر روی صورتم بودند چه حسی پیدا می‏‌کرد؟ چنین رفتار خجالت‌آوری برای تحلیلگرها چندان هم نامعمول نیست. حالا که فکر می‏‌کنم، می‏بینم که باید حتما از مارک معذرت می‌خواستم، اما واقعا کلامی در دهانم نمی‌‏آمد. اکنون پانزده سال از آن موقع گذشته است و من از مارک عذرخواهی می‌‏کنم.


5. وابستگی به عادات

 «از من می‏‌خواهید چه کنم؟ ناهار نخورم؟ شوخی می‏‌کنید؟» از دست دادن وقت ناهار برای انجام خرده‌فرمایش‌های بیهوده مدیر می‌‏تواند واقعا ناراحت‌کننده باشد. فشار خون من که بالا می‌‏رود و دچار استرس می‌‏شوم؛ بله من عصبانی می‌شوم.

برای چنین افرادی شکستن یا ترک عادت‌هایشان سخت است. آن‌ها ترجیح می‌‏دهند که قابل پیش‌‏بینی و روزمره بوده، در مقابل تغییرات مقاومت کنند. ممکن است آن‌ها قبل از شروع پروژه انگیزه زیادی برای انجام کار نداشته باشند، اما به محض این که پروژه آغاز شد، آن‌ها نیز با نهایت سرعت شروع به کار می‏‌کنند. در نهایت نمی‌توان گفت این متفکران مخالف تغییر هستند، بلکه آن‌ها علاقه‏‌مندند تا حوزه مورد نظرشان همچنان به همان شیوه‏ای که در آن راحتند، باقی بماند.


6. بی‌ملاحظگی اجتماعی

 یک بار به خانمی که از آشنایانم بود گفتم دچار اضافه وزن شده است. خوب او خودش پرسیده بود. من هم جوابی رک ‌و راست داده بودم و اصلا نگفتم که وزنش دقیقا اندازه‏ای است که باید باشد. تحلیلگران مورد نظر ما همه مفاهیم را جدی می‌گیرند؛ جدی به معنای واقعی. برای آن‌ها مهم نیست که موضوعی که مطرح شده چقدر حساس است، آن‌ها صادقانه جواب می‌‏دهند. چیزی که ممکن است عموم مردم نپسندند و در نظرشان درست نباشد.


7. دیرباوری

آبراهام لینکلن می‌گوید: «می‌‏توان برخی افراد را تمام مدت و تمام افراد را برخی اوقات گول زد؛ ولی نمی‏‌توان تمام مردم را برای همیشه گول زد.» سیاستمداران می‌‏دانند افراد متفکر و منطقی را به‌سختی می‌‏توانند گول بزنند. اگر شما می‌خواهید چیزی به تحلیلگر مورد نظر ما بفروشید، بهتر است برایش توضیح دهید که چرا به آن نیاز دارد. او به دلیل نیاز دارد، نه احساس. اگر شما مدیری هستید که می‏‌خواهید پروژه‌‏تان دو ماه زودتر از برنامه‌‏ریزی صورت گرفته پیش برود، بهتر است با دلایل قانع‌کننده کافی پیش مغز متفکر ما بروید.


8. بازاریابی ضعیف

یک موضوع مهم در مورد مغزهای متفکر ما، مساله بازاریابی و قدرت بررسی محصولات است. آن‌ها در مورد اول به‌شدت ضعیف و در مورد دوم بسیار متبحرند. آن‌ها به دقت در مورد نکات مثبت و منفی محصولات می‌‏توانند اظهار نظر کنند. یکی از موارد مهمی که باید مد نظر قرار داد، خودارتقایی این افراد است. هنگامی که دیگران در حال غلو در مورد دانسته‌‏های خود هستند، مغزهای متفکر ما این کار را نمی‌کنند؛ آن‌ها می‏‌دانند که در برخی زمینه‌‏ها ضعیف هستند، بنابراین در مورد آن‌ها مطالعه کرده، نقاط ضعفشان را بهبود می‌‏بخشند. اما اگر می‌‏شد، برای مصاحبه کاری بعدی که در زمینه بازاریابی است، یک نفر را استخدام می‏‌کردند اوضاع خیلی بهتر می‏‌شد.


9. ضعیف در سیاست

هنگام نوشتن سعی می‌کنم به این موضوع هم توجه داشته باشم که خانم‌ها هم این متن را خواهند خواند. بنا بر این هر دو جنسیت را مد نظر قرار می‌دهم. [البته این قضیه در زبان‌هایی که ضمیر و گاه فعل مذکر و مونث جدا می‌شود، اهمیت دارد، نه در فارسی. مترجم] حقیقت این است که من خوانایی متنم را سیاسی‌کاری‌های لازم اولویت دهم. درست یا غلط، فکر ‏می‌کنم مرجع قرار دادن هر دو جنسیت در این متن کار سختی است. پس خانم‌ها، لطفا مرا به خاطر اشتباه سیاسی‌‏ام ببخشید! در حقیقت افتخار می‌کنم که مهمان نوشته‌هایم باشید.


10. تنهایی ابدی

اکثر اوقات این افراد در تنهایی و با خواندن کتاب و دیدن فیلم سپری می‌‏شود. این به معنی دوست نداشتن مردم نیست. تنها آن‌ها از نظر ما خسته‌‏کننده، غیرالهام بخش و ازپاافتاده هستند. آخرین باری که فردی را علاقه‏‌مند به بحث در مورد «تئوری ارتباطات» یا «تئوری نسبیت یا قانون کاهش بازده» دیدید، کی بود؟


جمع‌بندی

به طور حتم این افراد از نظر مردم افرادی سرد، حساس و منطقی هستند؛ چیزی شبیه آقای اسپاک (Mr. Spock)! اما جهان ما به این افراد نیاز دارد. هر نفرینی یک موهبت هم می‌تواند باشد. چون مغزهای متفکر همه چیز را در قالب جدول دوست دارند، من هم جنبه مثبت این صفات را در قالب جدول بیان می‌‏کنم:

 


"این بار قبل از این که بر سر مغز متفکرتان فریاد بزنید، کمی به او زمان بدهید. شخصیتی که از نظر شما مستحق فریاد است، برای جامعه خدمات ارزنده‌‏ای انجام داده است."

 


چاپ شده در مجله فناوری و دانش شماره 17 (لینک مطلب در سایت مجله)





  • انعکاس آخرین اخبار و ارائه جدیدترین مقالات با محوریت ارتباطات و فناوری اطلاعات.